اکثر سازمان های اطلاعاتی جهان به ویژه سازمان سیاسی آمریکا، هرگز نتوانستند آنگونه که باید خاور میانه به ویژه ایران و روحانیون و انقلاب اسلامی را بشناسند. از همان روزهای نخست انقلاب، جنبش های مختلفی برای صدور انقلاب اسلامی در ایران تشکیل شد؛ از جمله سازمان انقلابی توده های جمهوری اسلامی ایران (ساتجا) به رهبری محمد منتظری که در هنگامه دولت مهندس بازرگان شاهد بخشی از عملیات این سازمان در جهت صدور انقلاب و دلارهای نفتی ایران به لیبی و لبنان بودیم.
گروه دیگر، سازمان جنبش آزادی بخش جهان اسلام بود که توسط مهدی هاشمی رهبری می شود. هر چند هر دو رئیس این سازمان ها کشته شدند اما بدون شک پیکره ی محکم این تشکیلات که در نقاط مختلف کشور دفاتری با بودجه های هنگفتی داشتند بر جای ماند.
یکی از اصلی ترین سلاح های این سازمان ها در جهت صدور انقلاب اسلامی، افکار "علی شریعتی" بود و به ویژه دو کتاب او که به دهها زبان جهان ترجمه و به طور رایگان! در دسترس همه قرار گرفته و می گیرد؛ کتاب "شهادت" و کتاب "پس از شهادت". این دو کتاب در اصل دو سخنرانی از شریعتی بود که در همان سال ها بر روی کاغذ پیاده شد و نقش بسیار مهمی در ترویج و تشویق مرگ مقدس و شهادت طلبی شیعی اسلامی داشته است. همان تأثیر و شیوه ای را که از این دو نوشته در سقوط محمدرضا شاه پهلوی بهره بردند، به سایر کشور ها نیز منتقل نمودند. تمام کسانی که امروز در گوشه و کنار جهان با نام اسلام عملیات انتحاری انام می دهند، بدون شک این دو کتاب سحرآمیز! را خوانده اند. اما واقعاً علی شریعتی که معلم انقلاب اسلامی ایران لقب گرفت و امروز نیز همچنان رژیم اسلامی در تلاش است تا به گونه ای دیگر او را زنده نموده و نوعی دیگر از اسلام را در ایران تبلیغ کند و هم بزرگترین سرمایه حاکمان ایران برای صدور انقلاب اسلامی بوده و هست، کیست؟
علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان واقع در حومه سبزوار به دنیا آمده و در نوجوانی با نهضت خداپرستان سوسیالیست به رهبری "محمد نخشب" آشنا شده و پس از آن در کانون نشر حقایق دینی پدرش فعال شده و کتاب "مکتب واسطه" را نوشت که برای نخستین بار، اسلامی سیاسی به جای باور میانه (کمونیسم و سرمایه داری) در میان باورمندان دینی مطرح شد. در سال 1334 در دانشکده تازه تأسیس ادبیات مشهد دانشجو شد و در همان کلاس درس بود که عاشق خانم بی بی فاطمه شریعت رضوی شد و دو سال و نیم دوید و دوید تا توانست رضایت همکلاسی اش را برای ازدواج به دست بیاورد. آقای علی اکبر شریعت رضوی از تجّار مشهور و معتبر مشهد و همسرش خانم آغا حسین اُف 7 فرزند داشتند که هر یک از آنها یک اسم اسلامی داشته و یک اسم ایرانی. این دو نازنین آنقدر مهربان و دوست داشتنی و با وفا بودند که هرگز من به خودم این اجازه را ندادم تا از آنها بپرسم کدامیک هوادار نام های ایرانی، و کدامین هوادار نام های عربی برای فرزندانشان بوده اند. مثلاً همسر علی شریعتی در شناسنامه بی بی فاطمه بوده است که همه ما ایشان را به نام پوران خانم می شناسیم و علی اصغر فرزند بزرگ خانواده شریعت رضوی که با درجه ستوان یکمی در جنگ ایران و روس (سال 1320) جانباخته است، نا ایرانی اش توفان بوده است و از همه زیباتر آذر شریعت رضوی.
جوانی که به همراه دو تن از دوستانش در سال 1332 در هنگامه سفر نیکسون به ایران در تظاهرات کشته شد و 16 آذر به یاد آن سه نفر روز دانشجو نام گرفت و خیابان 16 آذر در تهران نیز به یاد مهدی شریعت رضوی است که همین مهدی نیز در خانه به نام ایرانی آذر خوانده می شده است. خانواده شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) بسیار مترقی و مدرن و به دور از خرافات و تفکرات مذهبی بودند، پدر این خانواده آقای علی اکبر، انسانی شوخ طبع و بسیار فهمیده بود. به گونه ای که حتی وقتی بالای 60 سال عمر داشت مثل یک جوان بیست ساله اهل بگو و بخند و شوخی و شادی بود. همسر ایشان خان آغا نیز چیزی از شوهرش کم نمی آورد در مهربانی و بزرگ منشی.
باری، علی شریعتی وقتی عاشق پوران شریعت رضوی می شود، پوران یک ستاره است و خانواده او نیز به خاطر آذر در میان تمام ایرانیان و روشنفکران مشهور و شناخته شده. پوران در سال 1334 در کنکور شرکت نموده و در رشته ادبیات و زبان فرانسه قبول می شود و یکسالی را در تهران درس می خواند اما به علت دوری از خانواده به مشهد بازگشته و در دانشکده ادبیات ثبت نام می کند و این شانس علی شریعتی است که روزی به بهانه در اختیار گذاشتن چند کتاب تاریخی با پوران جواند که فقط چند ماهی از او جوانتر است، آغاز سخن می کند و خیلی زود خاطر خواه شده و عشق می نمایاند. خانم پوران که دختری مدرن و بدون چادر و روسری بوده است امکان این وصلت را میسر نمی داند. زیرا که دوستان و فامیل به او توصیه می کنند که تو نمی توانی عروس خانه استاد محمد تقی شریعتی (پدر علی شریعتی) بشوی بدون اینکه حجاب اسلامی بپذیری ... خلاصه دو سال و نیم می گذرد تا شخص استاد محد تقی شریعتی از جریان باخبر می شود و خودش به خانه آقای علی اکبر و خان آغای شریعت رضوی رفته و می گوید: "غلط کرده است هر که گفته است که شرط ما برای عروس، محجبه شدن پوران است." خلاصه علی شریعتی به آرزو و عشق خود می رسد و با خواهر آذر شریعت رضوی، قهرمان دانشجویان آن زمان ایران ازدواج می کند. پی از چندی علی شریعتی از یک بورس دولت شاهنشاهی برای تحصیل در خارج از کشور برخوردار می شود.
گروه دیگر، سازمان جنبش آزادی بخش جهان اسلام بود که توسط مهدی هاشمی رهبری می شود. هر چند هر دو رئیس این سازمان ها کشته شدند اما بدون شک پیکره ی محکم این تشکیلات که در نقاط مختلف کشور دفاتری با بودجه های هنگفتی داشتند بر جای ماند.
یکی از اصلی ترین سلاح های این سازمان ها در جهت صدور انقلاب اسلامی، افکار "علی شریعتی" بود و به ویژه دو کتاب او که به دهها زبان جهان ترجمه و به طور رایگان! در دسترس همه قرار گرفته و می گیرد؛ کتاب "شهادت" و کتاب "پس از شهادت". این دو کتاب در اصل دو سخنرانی از شریعتی بود که در همان سال ها بر روی کاغذ پیاده شد و نقش بسیار مهمی در ترویج و تشویق مرگ مقدس و شهادت طلبی شیعی اسلامی داشته است. همان تأثیر و شیوه ای را که از این دو نوشته در سقوط محمدرضا شاه پهلوی بهره بردند، به سایر کشور ها نیز منتقل نمودند. تمام کسانی که امروز در گوشه و کنار جهان با نام اسلام عملیات انتحاری انام می دهند، بدون شک این دو کتاب سحرآمیز! را خوانده اند. اما واقعاً علی شریعتی که معلم انقلاب اسلامی ایران لقب گرفت و امروز نیز همچنان رژیم اسلامی در تلاش است تا به گونه ای دیگر او را زنده نموده و نوعی دیگر از اسلام را در ایران تبلیغ کند و هم بزرگترین سرمایه حاکمان ایران برای صدور انقلاب اسلامی بوده و هست، کیست؟
علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان واقع در حومه سبزوار به دنیا آمده و در نوجوانی با نهضت خداپرستان سوسیالیست به رهبری "محمد نخشب" آشنا شده و پس از آن در کانون نشر حقایق دینی پدرش فعال شده و کتاب "مکتب واسطه" را نوشت که برای نخستین بار، اسلامی سیاسی به جای باور میانه (کمونیسم و سرمایه داری) در میان باورمندان دینی مطرح شد. در سال 1334 در دانشکده تازه تأسیس ادبیات مشهد دانشجو شد و در همان کلاس درس بود که عاشق خانم بی بی فاطمه شریعت رضوی شد و دو سال و نیم دوید و دوید تا توانست رضایت همکلاسی اش را برای ازدواج به دست بیاورد. آقای علی اکبر شریعت رضوی از تجّار مشهور و معتبر مشهد و همسرش خانم آغا حسین اُف 7 فرزند داشتند که هر یک از آنها یک اسم اسلامی داشته و یک اسم ایرانی. این دو نازنین آنقدر مهربان و دوست داشتنی و با وفا بودند که هرگز من به خودم این اجازه را ندادم تا از آنها بپرسم کدامیک هوادار نام های ایرانی، و کدامین هوادار نام های عربی برای فرزندانشان بوده اند. مثلاً همسر علی شریعتی در شناسنامه بی بی فاطمه بوده است که همه ما ایشان را به نام پوران خانم می شناسیم و علی اصغر فرزند بزرگ خانواده شریعت رضوی که با درجه ستوان یکمی در جنگ ایران و روس (سال 1320) جانباخته است، نا ایرانی اش توفان بوده است و از همه زیباتر آذر شریعت رضوی.
جوانی که به همراه دو تن از دوستانش در سال 1332 در هنگامه سفر نیکسون به ایران در تظاهرات کشته شد و 16 آذر به یاد آن سه نفر روز دانشجو نام گرفت و خیابان 16 آذر در تهران نیز به یاد مهدی شریعت رضوی است که همین مهدی نیز در خانه به نام ایرانی آذر خوانده می شده است. خانواده شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) بسیار مترقی و مدرن و به دور از خرافات و تفکرات مذهبی بودند، پدر این خانواده آقای علی اکبر، انسانی شوخ طبع و بسیار فهمیده بود. به گونه ای که حتی وقتی بالای 60 سال عمر داشت مثل یک جوان بیست ساله اهل بگو و بخند و شوخی و شادی بود. همسر ایشان خان آغا نیز چیزی از شوهرش کم نمی آورد در مهربانی و بزرگ منشی.
باری، علی شریعتی وقتی عاشق پوران شریعت رضوی می شود، پوران یک ستاره است و خانواده او نیز به خاطر آذر در میان تمام ایرانیان و روشنفکران مشهور و شناخته شده. پوران در سال 1334 در کنکور شرکت نموده و در رشته ادبیات و زبان فرانسه قبول می شود و یکسالی را در تهران درس می خواند اما به علت دوری از خانواده به مشهد بازگشته و در دانشکده ادبیات ثبت نام می کند و این شانس علی شریعتی است که روزی به بهانه در اختیار گذاشتن چند کتاب تاریخی با پوران جواند که فقط چند ماهی از او جوانتر است، آغاز سخن می کند و خیلی زود خاطر خواه شده و عشق می نمایاند. خانم پوران که دختری مدرن و بدون چادر و روسری بوده است امکان این وصلت را میسر نمی داند. زیرا که دوستان و فامیل به او توصیه می کنند که تو نمی توانی عروس خانه استاد محمد تقی شریعتی (پدر علی شریعتی) بشوی بدون اینکه حجاب اسلامی بپذیری ... خلاصه دو سال و نیم می گذرد تا شخص استاد محد تقی شریعتی از جریان باخبر می شود و خودش به خانه آقای علی اکبر و خان آغای شریعت رضوی رفته و می گوید: "غلط کرده است هر که گفته است که شرط ما برای عروس، محجبه شدن پوران است." خلاصه علی شریعتی به آرزو و عشق خود می رسد و با خواهر آذر شریعت رضوی، قهرمان دانشجویان آن زمان ایران ازدواج می کند. پی از چندی علی شریعتی از یک بورس دولت شاهنشاهی برای تحصیل در خارج از کشور برخوردار می شود.
ادامه دارد ...